
های حوّا ،
چشمان ناکوکت قلب مرا کوک کرد ،
حواسم بود .. حواست را که نیست...
و تا در توان بود نوشیدم چشمانت را
..
دشنه ات رابیرون نکش از دلم که از شکافش
هرچه در دل دارم رو میشود ...
..
مُشت قلبم را باز نکن ...
رسوا میشوند چشمانم !!
(تقدیم به حوّا !!!! )
/علیرضااکّار/
./۳.واهومان.۱۳۸۴/.