
من سیب تو را تعارف کردم
تو خنجر مرا ...
من گرفتم و تو هرگز .
چرخیدم و رقصیدم ... خون ریزان ...
... و از چند خط بالا تر :
سیب تعارف کردم تو را ...
تو گرفتی اما
دیر بود .. دیر
سینه ام نیام خنجرت گشته بود دگر ...
و این روح تا همیشه کاردآجین
!!
(تقدیم به حوا!!!)
/علیرضااکار/
./۲.اسپندارفد.۱۳۸۴/.