
آمدی ، دست تو می گیرم ، ــ بر دستت بوسه می زنم .
با عشق ، با هراس ، ــ بر دستت بوسه می زنم .
آمدی که نابودم کنی ، عشق ، خوب می دانم .
زانوانم می لرزد ، بیا ! نابودم کن ! ــ بر دستت بوسه می زنم .
دندان در میوه فرو می بری و به دورش می اندازی :
در قلبم دندان فرو کن که از آن توست !
خوشا زخمی که از دندان تو برجا ماند ! ــ بر دستت بوسه می زنم .
همگی ام را می خواهی : و چون همه را گرفتی ، به هیچ کارش نمی زنی .
جز ویرانی به جا نمی گذاری . ــ بر دستت بوسه می زنم .
من زمین زخم دیده ام که دانه در آن خواهد رست ،
دانه دردی که تو افشانده ای ،
بیفشان درد مقدس را ! تا درون سینه ام رسیده شود سراسر دردهای جهان !
بر دستت بوسه می زنم .
..
..
بر دستت بوسه می زنم .
./۲۹.ژوردات.۱۳۸۵/.
نمایشگاه گروهی مجسمه دانشجویان نقاشی دانشکده هنر کرمان (دانشگاه باهنر)
افتتاحیه: شنبه بیست خرداد هزارو سیصدوهشتادوپنج .
........
جا: کرمان.بلوار جمهوری اسلامی.خیابان هزارویک شب.نگارخانه بوتیا.
وخت: بیست تا بیست و پنج خردادماه هزارو سیصدو هشتادوپنج.
این هم فقط یه خبر بود ... !!!
/علیرضااکّار/
./۱۸.ژوردات.۱۳۸۵/.
زنده ام هنوز .. به گور ..
نفس را میکشم .. وشاید نفس مرا ...
و پنجه ی مهر تو در تلاش است بیرون کند آخرین هایش را از سینه ام .
و اینک به تماشا بنشین سلاخی را
مسلخ٬
مسلخ٬
خون گرم من٬
زیر پای تو٬
اما تا ابد بر گردنت
!!
/علیرضااکّار/
./۱۱.ژوردات.۱۳۸۵/.
نمایشگاه گروهی عکس دانشجویان نقاشی دانشکده هنر کرمان (دانشگاه باهنر)
افتتاحیه:شنبه ششم خرداد هزاروسیصدوهشتادوپنج ...
کی؟ ششم تا یازدهم هزاروسیصدو هشتادپنج.
کجا؟خیابان شریعتی. چهاراه طهماسب آباد.کانون هنر کرمان .نگارخانه شاهرخی ...
این یه خبر بود فقط همین ...!!!
/علیرضااکّار/
./۵.ژوردات.۱۳۸۵/.