
بچگی کردیم که بزرگ شدیم
به خدا اگر می دانستیم طعم درد مداد لای انگشتانمان به
...
بدل میشود ،
داد و
بی داد
هرگز
!!

/عليرضااكّار/
./۲۰.واهومان.۱۳۸۵/.
میان ماسه و کف ..
بر کف دستان تو
کف می کند دهانم از بس دوستت دارم را سوت میزنم
و کف می زنند بچه های محلّه تان برای من
که سوت زدن را خوب بلدم اما هنوز نمی دانم
...
کف پاهای تو شهری ست ... پر از عشاق پاپتی !!

/علیرضااکّار/
./۳.واهومان.۱۳۸۵/.