مرکب می شوم در سیاه مشق چشمانت
ته نشینم در تو
و
سجده می برم بر پیشانی ات
بوی شراب می گیرم از دهانت
... و ببین چگونه به سماع در می آیم در
آغوشت
..
جز این بود تمام همآغوشی که از آن
می گریختی
ای یار ؟؟
/علیرضااکّار/
./۷.ژوردات.۱۳۸۶/.