
وَ اِن یَکاد می خوانم /چند بار/ از ته دل
و به تو فوت می کنم.
دود سیگارت را /از ته حلق/
به من فوت می کنی.
وَ اِن یَکاد را در جیبم می گذارم
و بغضم را قورت می دهم.
تو آخرین کام را می گیری
و دود سیگارت را قورت می دهی.!

/علیرضااکّار/
./۲۱.اَمُردات.۱۳۸۸/.
پ ن : این شعر و تصویر از کتاب شعر دو جفت چشم پابرهنه/محمد مهدی نجفی/ ست.
پ ن ۲: زنده باد دوست عزیزم محمد مهدی نجفی که این کتاب را به من هدیه داد،آخر همیشه
که تذکره الاولیاء نمی تواند مرهم درد باشد گاهی حقایق بزرگ در کتابهای کوچکتر نهفته است.
./۶.اَمُردات.۱۳۸۸/.